زردي من از تو ، سرخي تو از من غم برو شادي بيا ، نكبت برو روزي بيا
را كه در حقيقت نماد خداحافظي از بيماري، ناتواني، غم و غصه و همچنين پيوستن به زندگي تازه و پويا، در آغوش گرفتن نشاط و شادماني و... مي باشند. بر زبان جاري ساخته و با هلهله و شادي، پرش از روي شعله هاي زرد و سرخ آتش را به نجوا مي نشينند.
يكي از پژوهشگران در مورد فلسفه آتش افروزي شب چهارشنبه در ايران باستان مي نويسد: «در ايران باستان شب چهارشنبه سوري در بالاي قصر سلطنتي و يا كاخهاي بزرگ شهر خرمني از آتش روشن مي كردند و ديگران نيز بنا به پيروي از آنان، بالاي بام خود آتش روشن مي نمودند. ...
[آنها] آتش را بدان جهت روشن مي كردند كه معتقد بودند، تمام بديها و سياهي ها را درآتش افكنده و مي سوزاندند. و از روي آتش مي پريدند و مي گفتند: سرخي تو از من، زردي من از تو. منظور از سرخي كردار نيك و منظور از زردي كردار زشت و ناپسند است.
همچنين در مورد كيفيّت اجراي مراسم در زمان هخامنشيان مي افزايد: ... خرمني از آتش را به سه كوپه تقسيم مي كردند و با همان روش، بنام (آسمان، آذر و آبان) كه سه فرشته مقرّب خدا هستند، مي پريدند. پس از آن آتش [را] به هفت قسمت كرده و بنام هفت امشاسپند، از روي آنها مي پريدند.)2
شايان ذكر است كه علاوه بر آتش افروزي ، مراسم ديگري نيز همچون: كوزه شكني، فال گوش ايستادن، شال اندازي، بخت گشايي و... در اين شب خاطره انگيز اجرا مي كردند كه هركدام داراي خصوصيّات جالبي مي باشند.
مثلاً در مورد اجراي مراسم كوزه شكني كه هنوز هم كماكان در بين جوامع روستايي رواج دارد، در كوزه كهنه اي مقداري آب ريخته و از بالاي بام بر زمين مي اندازند و معتقدند كه آب كوزه باعث روشنايي و فراخ روزي مي گردد.
به هرحال مراسم شادي آفرين چهارشنبه سوري كه همچون معدود آيينهاي ملي ايرانيان باستان، ضمن گذر از روزگاران درازي بدست ما رسيده است. اينك به عنوان يك شادي قبلي جهت استقبال از جشنهاي نوروزي، پيشاپيش فرا رسيدن سال جديد را نويد مي دهد.
اما همان طوري كه قبلاً اشاره گرديد. اينكه چرا در شامگاه آخرين چهارشنبه سال كهنه، پرش از روي آتش را بر مي گزيده اند، و يا اصولاً چرا در اين شب افروختن آتش و پريدن از روي آن معمول گشته است؟ اقوال و عقايد جالب و قابل توجه اي مطرح است كه به چند مورد اشاره مي گردد:
جاحظ علامه ي بصري و مؤلّف كتاب (المحاسن و الضداد) در قرن سوم هجري معتقد است كه: (... ايرانيان آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه ميانداختند تا پيشامدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بركنار بماند.)3
مؤلف (فرهنگ مردم) نيز به نقل از (هوشنگ پور كريم) نوشته است : (اين آيين ( چهارشنبه سوري ) از آن جهت به غروب آخرين سه شنبه موكول شده است كه قبل از اسلام زردشت، با رسيدگي حسابهاي گاهشماري به تنظيم و تدوين دقيق تقويم توفيق يافت و آن سالي بود كه تحويل سال به سه شنبه اي مصادف شد كه نيمه ي آن شب تا ظهر جزئي از سال كهنه و نيمه ي بعد از ظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نيمه ي شب همان روز مي دانستند.
بنابر اين فرداي آن، سه شنبه را نوروز شناخته و شبش را مطابق معهود جشن گرفته و آتش افروختند و از آن پس، آن شب را چهارشنبه سوري قرار دادند.
به يك عقيده ي ديگر، ايرانيان مراسم آتش افروزي در آتش افروزي در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرين چهارشنبه سال قرار دادند تا از عقيده ي اعراب تأسّي كرده باشند كه روز چهارشنبه يا (يوم الاربعاء) را شوم و نحس ميدانستند.
در مورد وجه تسميه چهارشنبه سوري [نيز] عقيده دارند كه به مناسبت آتش افروزي در آن شب را (سور) سرخ ناميده اند)7
در همينجا مناسبت دارد به نظر و عقيده ي يكي از محققين معاصر توجه داشته باشيم كه ايشان معتقد است، گروهي از مورخين به اين مراسم باستاني ايرانيان جنبه اسلامي داده و منشأ آن را به قيام مختار ثقفي نیز نسبت مي دهند.

در روایتر دیگر بیان شده است که:
دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."
"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."
"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."
بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.
"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است .
به هر تقدير مراسم چهارشنبه سوري كه در تاريخ و فرهنگ پر بار ايراني هماره به عنوان يك جشن پيش قراول استقبال از عيد نوروز، ايفاي نقش نموده و در رگ حيات روزگاران درازي جريان داشته است. ولي در اين عصرشايد بخاطر گسترش زندگي ماشيني و عدم دسترسي به ابزار برگزاري مراسم فوق همچون هيمه، كوزه و... در مجامع شهري، بويژه در مجموعه هاي آپارتمان نشيني، حتي چهره ي نمادين خود را نيز با دشواري حفظ مي نمايد.

مراسم چهارشنبه سوری
بوته افروزي
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.
زردي من از تو ، سرخي تو از من
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا
اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"
هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد. جاحظ علامه ي بصري و مؤلّف كتاب (المحاسن و الضداد) در قرن سوم هجري معتقد است كه: (... ايرانيان آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه ميانداختند تا پيشامدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بركنار بماند.)

مراسم كوزه شكني
مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند. مراسم كوزه شكني كه هنوز هم كماكان در بين جوامع روستايي رواج دارد، در كوزه كهنه اي مقداري آب ريخته و از بالاي بام بر زمين مي اندازند و معتقدند كه آب كوزه باعث روشنايي و فراخ روزي مي گردد.
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت.
فال گوش نشيني
زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.
آش چهارشنبه سوري
خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال (آش ابودردا) يا (آش بيمار) مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.
تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.
پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند.
مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.
به هر تقدير مراسم چهارشنبه سوري كه در تاريخ و فرهنگ پر بار ايراني هماره به عنوان يك جشن پيش قراول استقبال از عيد نوروز، ايفاي نقش نموده و در رگ حيات روزگاران درازي جريان داشته است. ولي در اين عصرشايد بخاطر گسترش زندگي ماشيني و عدم دسترسي به ابزار برگزاري مراسم فوق همچون هيمه، كوزه و... در مجامع شهري، بويژه در مجموعه هاي آپارتمان نشيني، حتي چهره ي نمادين خود را نيز با دشواري حفظ مي نمايد..
تحريف آيين چهارشنبه سوري
يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .
رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .
بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند.